دنیای نسرین

فرارکن - قسمت ششم
نویسنده : نسرین - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱۳
 
دو جا هروقت فک و فامیل دیدی بی معطلی فرار کن:
۱- توی خیابون همراه دوستات
۲- توی اینترنت
 مولوی میفرمایند از احمق ها فرار کن
هرجا گفتن الله اکبر فرار کن، خطر انفجار انتحاری
از خودسانسوری فرار کن. خودت باش، خودِ واقعی
از چیزی که هر کی به هر کی شد فرار کن
وقتی میگه دلم برات تنگ میشه فرارکن
وقتی میگه دلم برات تنگ میشه فرارکن
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم / با دست اشارتم کرد اینور نیا فرار کن
نذار فکرهای تاریک وارد ذهنت بشن. فرار کن ازشون. فرار کن
از دوستی که عیبِ تو رو میدونه فرار کن
فرار کن از جهالت اندیشه ات این اسارت چیزی جز تباهی ندارد
فرار کن همه‌ی سال‌های عمرت را / فرار تا تهِ بن بستیِ خیابان هاش
وقتی نمی تونی با مشکلات کنار بیای ، فرار کن!
حالا همیشه هم لازم نیست چیزی بدونی؛ الان فقط فرار کن
از آدم بی‌خرد فرار کن و گفته‌هاشو نشنو
کلاهتو بر دار، فرار کن
هروقت کسی بهت گفت خستمه سریع فرار کن چون قصدش کولی گرفتن از تو و روزگارته

 
 
فرارکن - قسمت پنجم
نویسنده : نسرین - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱۳
 
هر کی گفت رمز خوشبختی اینه و لاغیر، فرار کن
هر وقت دیدی نمیتونی غر بزنی فرارکن
دوربین دیدی  فرارکن
دوستاتو  ببرشون شام، موقع حساب کردن  فرارکن
هر وقت 110 اومد  فرارکن
وقتی گفت پشیمونم فرارکن
از یه جایی به بعد  فرارکن
هر وقت حاشیه‌ش به متن چربید،  فرارکن.
کلا در همه حال  فرارکن
سر شوخی رو با بچه باز کردی فرارکن
هروقت یه خودروشنفکر پندار دیدی  فرارکن
کار که شد آزار فرارکن
هر شب فرداش امتحان داشتی فرارکن
هرجا دیدی یکی خمیازه می‌کشه فرارکن
هر وقت ته اسمت جان گذاشتن فرارکن
هرجا گفتند صاحب اختیارید فرارکن
هر جا که خوبی‌ت از حد بگذرد فرارکن
هروقت دیدی‌ داری هی می‌بینی، فرارکن
اگر خیلی قشنگ و شیرین حرف می‌زنه، فرار کن
وقتی دیدی چاق شدی فرار کن
هر وقت کلمات عاشقانه دیدی فرار کن.این یه تله اس
هرجا دیدی دارن از تغییرات مثبت فلانی در مدت اخیر می‌گن، فرارکن

 
 
فرارکن - قسمت چهارم
نویسنده : نسرین - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱۳
 
هروقت گفت تا تو نخوای کاری نمی‌کنم فرارکن
هروقت گفت صبر کن حالا حرف می‌زنیم، فرارکن
هروقت یکی گفت تازه کجاشو دیدی‌... نبین، فقط فرارکن
هر وقت مشتری گفت این کارو ارزون بگیر کارای خفن برات میارم فرارکن
هر وقت همکارتو دیدی کاری نمیکنه و بازم حقوقش رو میگیره کاری نکن فقط فرارکن
هرجا دیدی همه دارن فرار میکنن تو هم فرارکن
هروقت گفت فقط میخواستم حالت رو بپرسم فرارکن
هروقت دیدی دارن مسخره‌شونو درمیارن فرارکن
هر وقت دیدی غیر عادی بهت محبت میشه و بیش از حد ازت تعریف و تمجید میشه فرارکن
هروقت بهت گفتن مرسی که هستی ولی... فرارکن
هر جا به چشمهات شک کردی فرارکن
هر وقت یکی بهت وعده داد کاری نکن فقط فرارکن
وقتی ای دل به گیسوی پریشون می‌رسی فرارکن
هر وقت فکرکردی یا فکرکردن وظیفه شده فرار کن
هروقت یکی جلوی انتقادتون به بقیه رو گرفت فرارکن
هرجا گفتند وایستا کاریت ندارم فرارکن
هرجا سه‌تا زن باهم شروع کردن به پچ‌پچ کردن فرارکن
هرجا قرار شد سر دوراهی بمونی، فرارکن
هر جا دیدی مسئولیت با توئه روش انجام کار دست دیگرانه فرارکن
اگه خوابت میاد از نور فرار کن

 
 
فرارکن - قسمت سوم
نویسنده : نسرین - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱۳
 
هرکی گفت یه کار جدید راه انداختم میخوای باکار جدیدم آشنا شی فرارکن شبکه هرمیه
متعصب دیدی فرارکن
هرجا دیدی یکی چون برادرش، پدرش یا مادرش کاری کرده و حالا حق می‌خواد فرارکن
وقتی داری توی جمع ضایع میشی ادامه نده فرارکن
هروقت دیدی به شعورت داره توهین میشه هرجوری هست  فرارکن
هرجا دیدی داره گندش درمیاد،  فرارکن
هر وقت گراز وحشی بهت حمله کرد به صورت مارپیچ  فرارکن  آخه گردنش مهره نداره نمی‌چرخه و مجبوره کل هیکل و بچرخونه پیدات کنه و سرعتش کند میشه 
اگه یه رفیقی که چندسال ازش خبر نداشتی یهو پیداش شد گفت وضع کار و کاسبیت چطوره فرارکن
هروقت کسی بهت گفت فلانی جان  فرارکن
از سریال های ترکیه ای فرارکن
اگر رفت و دوباره برگشت  فرارکن
هروقت گفتن امشبو بمونیم فرارکن
هر وقت گفت من با بقیه فرق دارم  فرارکن
هروقت گفت من با هرجورت می‌سازم  فرارکن
اگه دیدی یکی زیادی داره تحویلت میگیره و هندونه زیربغلت میزاره  فرارکن
هر وقت رو اعصابت بود دستتو بذار رو زنگشون و فرارکن
هروقت گفت تا حالا صبر کردی ‌تا آخر ماه صبر کن من درست می‌شم، فرارکن
هر وقت متوجه شدی رسیدی به مرحله‌ی «مهم نیست» فرارکن
هر وقت بهت گفتند چیکار می‌شه کرد لابد قسمت این بوده، نمون فرارکن
هروقت با کلمه ی عزیز مورد خطاب قرار گرفتی فرارکن

 
 
فرارکن - قسمت دوم
نویسنده : نسرین - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱۳
 
اگه تو شرح شغل مورد تقاضای تو آگهی استخدام نوشته بود «کارشناسِ فلان»  فرارکن برای استخدام آبدارچی هم می‌زنن کارشناس امور آبدارخانه
هر جا دیدی مسئولیت با توئه روش انجام کار دست دیگرانه  فرارکن"
اگر گیر همسایه بد افتادی  فرارکن
هروقت به‌ت گفت اینا قدر منو نمی‌دونن  فرارکن
هر وقت به‌ت گفتن ما فرق داریم  فرارکن
دیدی جلوت جانماز آب میکشه فرارکن
هر وقت بهت گفت تو خیلی خوبی فرارکن  
هر وقت افتادی تو دور کل کل و یکی اون گفت و یکی تو گفتی ،ادامه نده ،  فرارکن
هرجا محبوب نبودی  فرارکن
هرجا داشتی تو رودروایسی قرار میگرفتی فرارکن
هرجا پرسیدن چقدر میخوای هزینه کنی فرارکن
هرجا دیدی دارن میگن جای نشستن شماست  فرارکن
هرجا پرسیدن چقدر حقوق می‌گیری  فرارکن
یکی بهتون گفت یه تار موت به همه اونا میارزه  فرارکن
اگه صدای خوروپُفم اومد،یه راه بیشتر نداری،  فرارکن
برای محبوب ماندن از جایی که مجبوری دروغ بگی  فرارکن
هر وقت دیدی داره خوبیت بیش از حد میشه و کسی قدر نمیدونه  فرارکن
اگه کسی گف چند لحظه میتونم وقتتون رو بگیرم حتما  فرارکن

 
 
فرار کن - قسمت اول
نویسنده : نسرین - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱۳
 
هروقت گفتگو به خب دیگه چه خبر کشید فرارکن
از افکار منفی و افرادی با افکار منفی فرارکن
هر وقت دیدی دیگه نمیتونی تحمل کنی ،  فرارکن
هروقت خواستن سر صحبتو بازکنن  فرارکن
در یک همکاری تجاری اگر دیدی طرفت خودش رو خیلی بالاتر از تو در نظر می‌گیره  فرارکن
هروقت به‌ت گفتن صبر کن داره درست می‌شه، تو  فرارکن
هر وقت یکی بهت گفت من با بقیه فرق دارم  فرارکن
هرکی بهت گفت تا تهش باهاتم، پشت دست بزن تو دهنش بعد  فرارکن
یه روزی میرسه که شبکه های مجازی انقدر بزرگ میشن که قادرن تو زندگی واقعیتون اثر بذارن اگر برا اون روز آماده نیستی  فرارکن
یه وقتایی نه بودنت مشکلی رو حل می کنه، نه نبودنت  به این  وضعیت "مستاصل" گویند. تا  مستاصل نشدی،  فرارکن 
هروقت دیدین یکی بیش از اندازه درکتون می کنه و بیش از اندازه می فهمتون، یه نقشه ای داره، شک نکن  فرارکن
از دست شرکتای خصوصی که خیلی بروکراسی و سلسله‌مراتب دارن  فرارکن.
هر وقت دیدی نوشتن "من همه شرایط و اوضاع را می‌دانم و درک می‌کنم..."  فرارکن
از ادمایی که همیشه انرژی منفی میدن  فرارکن
هر وقت دیدی یکی با خوشحالی میخونه:"منو اینهمه خوشبختی محاله،محاله،محاله"  فرارکن
وقتی شنیدی میگن توام عضو خونوادمی  فرارکن

 
 
چاقا - قسمت هفت
نویسنده : نسرین - ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٤
 
وقی به یه تپل میگی تپل هستی میگه : درسته ولی منم تپل نیستم استخونبندی شکمم یه ذره درشته.
یه چیزایی رو تو دنیا فقط یک تپل میفهمه. مثلا با یه نگاه میفهمه کدوم صندلی اندازه ش میشه، یه لباس چقدر براش تنگه یا گشاد، از راه دور عطر غذا رو حس میکنه و میتونه خیلی سریع برسه به رستوران.
یه شاعر و نویسنده ی تپل فرمودند : استعداد تپلی نداشتی که عاشقی یادت بره!
بزرگترین علت تپلی ایرانیا مدل غذا کشیدن مادراست، بخور قربون شکمت بخور جون بگیری. از محبت زیاد  تپل میشیم واسه همین مهربونیم.
نقل قول از یک لاغر:توی تاکسی یه نفر داشت با تلفن صحبت میکردم می‌گفت «آدمای تپل کلاً آدمای ساده و بی شیله پیله ای هستند و همینطور دوست داشتنی و تو دل برو.» خدایا ما رو از جمله آدمای تپل قرار بده!
توی دنیا هزاران نشونه هست که ثابت میکنه تپلا خوبن. مثلا ‏همه ی خوراکی های خوشمزه و دوست داشتنی شبیه دایره هستن مثل بستنی ولی خوراکی هایی که مزه ندارن و فقط میگن خاصیت دارن لاغرن مثل کرفس.
لاغرا دنبال استفاده از سوارخای جلوی کمربندن تپلا دنبال آخریاش
تمام آشپزهای خوبِ دنیا تپل هستن.آشپز هرچی تپل تر، دستپختش خوشمزه تر
تا رژیم میگرفتیم لاغر بشیم سیب زمینی تپل کننده بود حالا که لاغر شدیم کشف کردن لاغر میکنه. همیشه باید توی حسرت خوردن سیب زمینی باشیم.اصلا به خاطر همین حسرت کشیدناس که ما تپلا مهربون تریم.
تپلا هیچ فرقی با لاغرا ندارن. فقط یک کم وضوح تصویرشون بالاتره تا بهتر بتونیم ببینیمشون. 
توی دنیا هزاران نشونه هست که ثابت میکنه تپلا خوبن. مثلا ‏ بامزه ترین شخصیت «مدرسه‌ی موشها» کُپُل بود. هیچ کدومشون به اندازه‌ی اون دوست داشتنی نبودن.

 
 
← صفحه بعد